جلیقه زردها؛ الگوپذیری خاورمیانه و دیپلماسی جنبشی
کشورهای خاورمیانه به دلیل انفعال فرهنگی، علیرغم ثروت فرهنگی، همواره بستری مناسب برای صادرات فرهنگی غرب بوده و هستند.
شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۰۱
کد مطلب : 188940
جلیقه زردها؛ الگوپذیری خاورمیانه و دیپلماسی جنبشی
تلاش برای بازتعریف و تجدید سازماندهی اجتماعی همواره مجرای برقراری تغییرات کلان در عرصه فرهنگ سیاسی جوامع کشورهای هدف، از سوی کشورهای متحد تاثیرگذار غربی، پس از پایان جنگ سرد، بوده است.

 
با نگاهی به روند تکامل و شیوه اثرگذاری انقلاب های رنگی، که می توان آنان را نوعی تقابل آمریکایی-روسی متصور شد، این بار در پی ظهور جنبش جلیقه زردها در فرانسه و تسری سطحی تر آن به دیگر کشورهای اروپایی نظیر آلمان، هلند، بلژیک و ایتالیا، موج جدیدی از جنبش های اجتماعی علاقه مند به بازتعریف نرم ها و ارزش های سیاسی-فرهنگی، با الگوپذیری از این کشورهای پیشرفته اروپایی، در منطقه خاورمیانه، امری به دور از ذهن نخواهد بود.

 
با توجه به ویژگی پلکانی مطالبات عمومی در چارچوب جنبش ها، گسترش مطالبات مردمی فرانسه در قالب جلیقه زردها، از اعتراض برضد اقزایش قیمت سوخت و مالیات تا تظاهرات علیه سیاست های ریاضتی و زیست محیطی، حاکی از هنجارسازی تحول تدریجی مطالبات از طریق جنبش های مردمی در مدل فرانسوی اخیر است.

 
حال آنکه هرگونه تحرک تحول گرا در کشورهایی نظیر فرانسه، علیرغم چهره ساختارشکن، تابع سازمان یافتگی ساختاری است، که در جهت حفظ آن نیز کاربرد هرگونه اقتدارگرایی مشروع قلمداد می گردد.

 
ویژگی بارز جلیقه زردها در فرانسه، فراحزبیت و ساختارگریزی سازمان یافته است. با وجود عدم حمایت احزاب سیاسی فرانسه از این جنبش، این حرکت موفق به جلب نظر موافق بیش از هفتاد درصد از مردم فرانسه، از طبقات و اقشار مختلف با دغدغه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مشترک، گردیده است، که توانایی بالایی در جهت کاربست به عنوان نسخه آزموده شده برای کشورهای هدف را دارا خواهد بود.

 
کشورهای خاورمیانه به دلیل انفعال فرهنگی، علیرغم ثروت فرهنگی، همواره بستری مناسب برای صادرات فرهنگی غرب بوده و هستند.

 
در حال حاضر جوامع این کشورها، دچار خستگی عمومی از حزب گرایی و نگران از نوع عملکرد آنان در تسهیل دسترسی عوام به امکانات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و غیره، با وجود گوناگونی سلایق مذهبی، فرهنگی، سیاسی و ...، بطور بالقوه مستعد پذیرش الگوهای جنبشی تنظیم کننده منافع غربی در قالب جلیقه هایی دیگر خواهند بود.

 
با این تفاوت که جنبش های حادث در خاورمیانه در مقایسه با نسخه های غربی، با عدم تعهد به حفظ ساختار و تلاش در جهت اصلاح، همکاری و همیاری قوای حاکم، سعی در دگرگونی ساختار می نمایند، که غالب چنین جنبش هایی نیز با حمایت غرب روبرو گردیده و خواهند شد.

 
جنبش جلیقه زردها در فرانسه، علیرغم گریز از سرمایه داری و اعتراض نسبت به سیاست های اقتصادی در قبال اقشار کارگری جامعه، به نوعی با تبلیغ هجمه پذیر بودن دولت هایی قدرتمند چون فرانسه و انتشار آن در ابتدا به دیگر کشورهای اروپا، در حال نشر جنبش های فراملی نیز است، که خود نمادی اصیل از تاثیرگذاری متقابل و مشترک این بار نه دولت ها، بلکه ملت ها بر ملت ها هستند.

 
این فراملیت را می توان رویکردی نوین از لیبرالیسم تلقی نمود، که سعی در برقراری وابستگی متقابل از لحاظ نشر الگوها دارد.

 
از این منظر می توان چنین تحرکات جنبشی در اروپا را دیپلماسی جنبشی نامگذاری کرد، که دولت های غربی نه مستقیم بر سر میزهای مذاکره، که در کف خیابان ها و توسط ملت ها منافع خود را تعریف خواهند نمود.

 

Share/Save/Bookmark
مرجع :مهر